🍃 راز عطر چوچاق و کوتکوتو
روزی در روستایی سرسبز در دل گیلان، چوچاق و کوتکوتو کنار هم در باغچهای کوچک میروییدند. چوچاق با عطر دلانگیزش و کوتکوتو با بوی خاطرهانگیزش، راز خوشمزگی غذاهای مادربزرگ را میساختند.
هر بار که باران میبارید، مادربزرگ چند شاخه از آنها میچید و به غذایش اضافه میکرد. نوهاش میپرسید: «مادربزرگ، چرا غذای تو اینقدر خوشمزه است؟»
مادربزرگ لبخند میزد و میگفت: «چون عطر خاک گیلان، مهربانی دستهای کشاورز و عشق به سرزمینمان، همه در این سبزیهای کوچک جمع شدهاند.»
و اینگونه بود که چوچاق و کوتکوتو، عطر ماندگار گیلان را از نسلی به نسل دیگر هدیه میدادند. 💚


